یادایام

روزمرگی های ماندگار امین جوانشیر

روزمرگی های ماندگار امین جوانشیر

سلام.
هیچ حرفی برای گفتن نیست؛
جز اینکه..
مینویسم تا بماند.

آخرین مطالب
  • ۱۱ تیر ۹۵ ، ۱۹:۴۶ شله*
  • ۳۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۲۹ شایعه
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات

۱۸ مطلب با موضوع «روز نوشت ها» ثبت شده است

۱۱:۴۸۰۳
تیر

بعضیها در به در دنبال کار میگردن

میگن هر کاری هم باشه حاضریم

ولی بعضیها رو باید التماسشون کنی بیا کار کن

تازه اون دختره اینان پسرن..

آخرالزمون شده..

اصلا به جهنم که پسران کار ندارن برن ازدواج کنند..

اح؛



امین جوانشیر
۲۱:۵۰۲۳
خرداد

تصمیم نداشتم چیزی بنویسم؛ ولی امروز اینقدر اتفاقات جالب برام افتاد که دیگه مجبور شدم...  :)

...

به بنده خدایی گفتم: شما میتونید متن هم بنویسید؟

گفت: من نویسنده نیستم!

منم متن هایی که قبلا نوشته بود رو براش فرستادم..  :))

...

رفته بودم یه جایی..

به محض ورود میزبان گفت: نوشیدنی بیارم یا روزه اید..!!؟

...

پای سیستم بودم

بازی لهستان و ایرلند شمالی بود

سرهنگ علیفر داشت گزارش میکرد

صداش میومد

از قضا لهستانی ها گل زدند

تمام داپ اسمش هایی که ازش دیده بودم برام تداعی شد..   :))

خیلی باحال بود.. 1

...

رفته بودم چاپخونه قیمت بگیرم برای یه سفارش چاپی

بنده خدا حاجاقا مشغول نماز بود

صبر کردم تا اومد

سلام و احوالپرسی گرم

خودشم تعجب کرده بود!!

گفتم حاجاقا یه قیمت به ما بدید برا سفارشمون

گفت: الان اصلا حالشو ندارم!! فردا بیا..

من: !؟ :O

گفتم: حاجاقا فقط یه قیمت میخوام.. :O

تأکید کرد: الان اصلا حالشو ندارم؛ فردا ساعت 8:30 بیا

منم گفتم میبرم یه جای دیگه..

...

بعد سحری خواب دیدم توی داربی دو تا گل قشنگ زدیم به حریفمون..

یک حالی داددد..

...

 

پی نوشت:

کانال آخرین خبر نوشته:

فریاد شوک‌آور سرهنگ علیفر در هنگام گل لهستان به ایرلند شمالی!!!

دانلود

حالا به من حق میدید..!؟

امین جوانشیر
۲۱:۲۹۳۱
ارديبهشت

رفته بودیم بهشت رضا

قسمت مزار شهدا بچه های تیپ فاطمیون برگه هایی توزیع میکردند که داخلش اسامی 5 تا از اموات رو باید مینوشتی تا رزمنده هایی که قرار بود به زودی اعزام بشن سوریه، نایب الزیاره اونها باشن.

به مامانم یکی از اون برگه ها رو داده بودند و اسم پنج تا از امواتمون رو نوشتیم

توی بلندگو میگفتند که برای ثبت نام تشریف بیارید و به این شکل مردم رو مطلع میکردند

به مامانم گفتم برای سوریه هم ثبت نام میکنند، من میرم هم این برگه رو بدم، هم اینکه ثبت نام کنم

رفتم و برگشتم و خلاصه شایعه درست کردم که ثبت نام کردم برای اعزام به سوریه

حالا عکس العمل اعضای خونواده مون رو ببینید:

بابام: منم میرم

مامانم: بیا بریم اسمتو خط بزنم

خواهرم: بی خود کرده 

داداشم: براش فرقی نمیکنه


* کلی با مامانم فیلم داشتیم سر این قضیه. یعنی باور کرده بودها.. جلوشو نگرفته بودم واقعنی رفته بود گفته بود اسمشو خط بزنید.. صدای صحبت هامونو ضبط کردم. خیلی جالب بود.. فعلا منتظریم زنگ بزنن بهمون..  :)

امین جوانشیر
۱۸:۴۳۰۲
ارديبهشت

بابام همیشه میگه: «حیف پدر و مادرن که از دست میرن..»

ولی من نمیفهمم..

میترسم وقتی بفهمم که دیگه خیلی دیر شده باشه...  :'(


امین جوانشیر
۱۶:۳۱۰۲
شهریور
چه بلایی است سر دانش آموزانمان آمده، نمی‌دانم، که همه یا در فکر مهندسی‌اند، یا پزشکی.
تنها چیزی که فرقی نمی‌کند، دانشگاه است. خواه دولتی باشد، یا آزاد یا غیرانتفاعی یا پیام نور و یا حتی علمی کاربردی. فقط و فقط مهندسی باشد. حتا اینکه بعدها کار هم برایش پیدا شود یا نه، فعلا مهم نیست. مهم مهندسی است.
برادرم که این روزها درگیر و دار انتخاب رشته دانشگاهی است، من را یاد خودم می‌اندازد.
همان روزهایی که باید انتخاب رشته می‌کردم. تنها 13 انتخاب که یادم نمی‌آید آیا غیر از مهندسی چیز دیگری هم داشت یا نه..
امین جوانشیر
۲۰:۴۲۲۵
مرداد

مدتی است درگیر پروژه برنامه رادیویی شهید آقاسی‌زاده ام. به سفارش کنگره شهدای دانشجو. آنقدر بار مالی برایمان ندارد. آنقدر که حساب کتاب‌ها میگوید شاید چیزی برای خودم نماند..

با این حال آنچه برایم مهم است، کاری متنوع و باکیفیت بالاست که زمینه‌ای برای کارهای بعدی شود. از این رو سر کیسه را شل کرده‌ام و دل را زده‌ام به دریا. سفارش تیتراژ اختصاصی داده‌ام و با یک گزارشگر حرفه‌ای رادیو برای گزارش‌هایم صحبت کرده‌ام.

با کسی که اعتقادی ندارد، کاری ندارم، ولی دارم عنایت شهید را حس میکنم.

برای این دو قسمت که هزینه کمی هم ندارد، هیچ کدام از طرفین هزینه‌ای طلب نکرده‌اند.

حرف از «مگه داریم!؟ و مگه میشه!؟» دیگر نیست. چون شده است، پس داریم. هنوز هستند آدم‌هایی که وقتی اسم شهید می‌آید، پول برایشان رنگ میبازد..

هنوز داریم..


* وقتی با احمد، دوستم که آهنگ سازه صحبت کردم، گفت کار رو انجام میده. چون برای شهیده مبلغ معین نمیکنه. اگه دادیم خوشحال میشه و اگه ندادیم اشکالی نداره.

* وقتی با خانم اکبری که گزارشگر رادیوست صحبت کردم، او هم مبلغ معین نکرد. یعنی اصلا پول نخواست. البته دلیلش همش به خاطر شهید شاید نبود، ولی نخواست دیگه..

امین جوانشیر
۲۱:۴۴۱۲
مرداد

در جلسات مختلف با بچه های بسیج، بارها و بارها درباره اهمیت توجه به بیانات رهبری صحبت کرده بودم.

علی الخصوص صحبت های ایشان در دیدار با دانشجویان.

تأسف آور این بود که کسی توجهی به حرف همان کسی که حاضر است حتا جانش را هم برایش بدهد، ندارد...

امروز کلاس فعالیت رسانه ای بود. آقای قاسمی نیز به صحبت های آقا در دیدار با دانشجویان اشاره کرد:

"کار به جایی رسیده است که ولی خدا، باید بیاید بگوید: دانشجویان عزیز! عزیزان من! در دانشگاه اینگونه مخاطب جذب کنید..."

...

درد بزرگی است، که دانشجویان بسیجی به این مسئله مهم توجهی ندارند.

چیزی نمانده بود اشکمان درآید...


امین جوانشیر
۰۱:۵۵۱۱
مرداد

اسلام دین رحمت است. دین عطوفت و مهربانی.

هر کسی که با اسلام عناد و دشمنی نداشته باشد، از رحمتش برخوردار است. و در این بین کودکان به خاطر معصومیتشان جایگاه ویژه تری دارند.

مسلمان حتی اگر ببیند پدری کودش را به ضرب سیلی نه چندان محکمی ادب میکند، سوزش دردش را در دل احساس میکند.

مسلمان حتی اگر تنها گریه نوزادی را هم ببیند، باز حکایتش همین است.

این مسلمانی است، که تنها با شنیدن یا حتی فراتر، با تصور روایتی از کودک و نوزادی از هزار و چهارصد و اندی سال پیش، گر میگیرد و باران چشمهایش باریدن میگیرد.

...

امروز بار دیگر چشمانمان خیس باران است.

امروز تیتر یک روزنامه ها  تنها یک چیز است:

"صهیونیست ها، نوزاد فلسطینی را زنده زنده سوزاندند"


پی‌نوشت:

تموم روضه علی همینه کشته شد، ولی نجنگید..

امین جوانشیر
۰۰:۰۲۰۳
بهمن

امروز معاون وزیر صنعت قرار بود برای بازدید به شهرک صنعتی بره و خبرنگارها هم قرار بود دنبالش برن تا پوشش خبری بدن. به خاطر عدم آدرس دهی از طرف خبرگزاری نزدیک بود جا بمونم. اما خودشون هماهنگ کردن و ما با ماشین سازمان رفتیم.

برنامه بازدید از شرکت های لبنیات پالوما، فرش نگین و نوین زعفران بود و بعدش هم یه کنفرانس خبری. البته میگفتند نماز و ناهار هم جزء برنامه است..!!

امین جوانشیر
۲۳:۱۷۲۵
دی
پریروز حضرت آقا در دیدار با اعضای شورای شهر و شهردار تهران از کلید واژه مدیریت جهادی استفاده کردند و گفتند که برای موفقیت باید روحیه و مدیریت جهادی وجود داشته باشه. و بعد هم اون رو بسط دادند به کل کشور و مسائل اون. علاوه بر این صحبت هایی هم درباره سبک معماری شهری بیان کردند.
امین جوانشیر