یادایام

روزمرگی های ماندگار امین جوانشیر

روزمرگی های ماندگار امین جوانشیر

سلام.
هیچ حرفی برای گفتن نیست؛
جز اینکه..
مینویسم تا بماند.

آخرین مطالب
  • ۱۱ تیر ۹۵ ، ۱۹:۴۶ شله*
  • ۳۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۲۹ شایعه
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات

۳ مطلب در مهر ۱۳۹۴ ثبت شده است

۱۸:۴۸۱۹
مهر

شاید شنیدن یا دیدن کلمه "جیوگی"، برای شما هم علامت هایی از سوال و تعجب ایجاد کند که چیست و به چه معناست. "جیوگی" برنامه ای است از شبکه دو سیما. برنامه ای آنقدر متفاوت که در اولین دیدار با آن، با تمام کم حوصلگی ها و کارهای متعدد، پای آن مینشینم و آن را تا انتها میبینم.

گروهی دور هم جمع شده اند. با تفکرات متفاوت و گرایش های مختلف. حتا با ظواهر ناهمگن با هم و البته همگی استاندارد. نشسته اند روی صندلی های مکعب شکل مقابل دوربین. فکر میکنند و حرف میزنند و بحث میکنند. یکی نظرش را میگوید و دیگری نظریه اش را رد میکند. آن یکی در دفاع از او سخن میگوید و بعد آن یکی موضع سختی در مقابلش میگیرد. تا بحث بالا نگرفته، مجری قضیه را فیصله میدهد و مدیریت بحث را دست میگیرد. گاهی با آیتمی در میان برنامه و گاهی با یک سوال یا فرستادن نوبت برای شخصی دیگر. همه هم توجیه اند که برنامه تلویزیونی است و فقط باید بحث کنند و نظرشان را بگویند و تلاش کنند برای اثبات آن. همان چیزی که به آن معتقدند. و بعد از آن، این مخاطبین هستند که تصمیم میگیرند کدام نظر را بپذیرند.

بحث دیشبشان مدرنیته و سنت ها بود. هر کس نظر خودش را میگفت. یکی در تأیید و دیگری در رد آن. جای من نه خالی. اما نظر که داریم..

مدرنیته و سنت را نمیتوان مطلق به حساب آورد. یعنی نمیشود گفت مدرنیته تنها و یا تنها سنت ها. باید تلفیقی از این دو وجود داشته باشد. مثلا خود من؛ به شدت به سنت ها علاقه مندم. برای مثال: قرمه سبزی را به پیتزا ترجیح میدهم. هر چند هیچ چیز جای دیزی را نمیگیرد. روحم با ورزش باستانی به پرواز در می‌آید. موسیقی سنتی را بیشتر از نوع پاپش میپسندم. لباسی که میپوشم لباسی معمولی است. همین پیراهن ساده را به تمام لباسهایی که ماه به ماه و سال به سال مد میشوند ترجیح میدهم. معماری سنتی هم که دیگر هیچ.. اما از آن طرف گوشی همراه دارم. لپ تاپ دارم. دوربین دیجیتال هم دارم. ماشین سوار میشوم و خیلی چیزهای دیگر. اطرافم پر است از ابزارهای مدرن روز. آنها سنت ها بودند و اینها مدرنیته.

برای زندگی در دنیای امروز باید هر دو را داشت. آنی که فقط یکی را داشته باشد، برای زندگی در این دنیا، به مشکل میخورد. با مدرنیته شدن نمیتوان همه چیز را بدست آورد. انسانها اگر بخواهند فقط و فقط مدرنیته زندگی کنند، بعضی چیزها را باید از دست بدهند. بعضی چیزهایی که شاید برایشان گران تمام شود. اگر کسی هم بخواهد فقط سنتی زندگی کند، او هم چیزهای بیشماری را از دست خواهد داد.

سنت ها فرهنگ ما هستند و مدرنیته ابزار روز دنیا. باید هر دو را داشت. آنچه که مربوط به ابزار است باید مدرن باشد و آنچه که مربوط به فرهنگ باید سنت بماند. چرا که سنت برگرفته از آیین و دین ماست. و مشکل دقیقا همینجاست که عده ای مدرنیته بودن را در تغییر در سنتهای فرهنگی میدانند در کنار تغییر در ابزارهای سنتی. یعنی تغییر در آیین و دین. و این چیزی جز یک اشتباه تاریخی و فرهنگی بزرگ نخواهد بود.

هر کدام سرجای خودش باید باشد..

امین جوانشیر
۰۰:۳۶۱۶
مهر

مدت‌ها بود نهج‌البلاغه را ورق نزده بودم.

امشب خواندم..

فقط یک صفحه؛

همان یک صفحه هم کافی بود برای درگیری ذهن.

اصلش هم همین است؛ تا نفهمیدی، سراغ بعدی نروی..

-----------------

به این فکر میکنم که هر چیزی می و باده ای دارد برای مست شدن. و هم‌چنین دنیا هم.

یک دنیاست و آرزوهایش. یک دنیاست و خواستنی‌هایش؛ یک دنیاست و شادی‌های بی حدّش..

شادی‌های رسیدن به آرزوها و خواستنی‌هایش

و این همان می و باده دنیاست..

آدمی را بدجور مست می‌کند.

آنقدر که هیچ نمیفهمد. یا شاید حواسش نیست؛ که اینجا، دنیاست..

اینجا خانه نابود شدن است

اینجا جای رنج بردن و عبرت گرفتن است

اینجا نعمت‌هایش یک آن دگرگون میشود و بلاهایش ناگهان نازل میشود

اینجا شادی‌هایش فریبنده است

سیراب شدنش تشنگی زاست و مرگش، ناگهانی‌تر..

اینجا آدم‌ها نزدیک‌اند به مردگان و مردگان دورند از آدمیان

اینجا دنیاست..

سرمست دنیا که باشی، این‌ها را نمی‌فهمی..


پی‌نوشت: هر چیزی به اندازه اش؛ هم شادی‌ها و هم آرزوها. تعادلش خوب است.

تا آنجا که آدمی را سرمست نکرده باشد..

امین جوانشیر
۲۳:۴۰۰۹
مهر
خواستم بگم اگه اینجا چیزی نمینویسم، به این معنی نیست که اصلا نمینویسم
روزمرگی‌های روزانه رو توی سررسیدم مینوسیم
یه جورایی راحت تره
بعضی‌هاشم خصوصی تره
اینطوریاس..

امین جوانشیر