یادایام

روزمرگی های ماندگار امین جوانشیر

روزمرگی های ماندگار امین جوانشیر

سلام.
هیچ حرفی برای گفتن نیست؛
جز اینکه..
مینویسم تا بماند.

آخرین مطالب
  • ۱۱ تیر ۹۵ ، ۱۹:۴۶ شله*
  • ۳۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۲۹ شایعه
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات

نوجوان..

پنجشنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۴، ۰۳:۱۸ ب.ظ

16، 17، 18، 19، 20، 21، 22. این‌ها شماره نیست. این‌ها سن جوانهایی است که وقتی در گلزار شهدای بهشت رضا بر سر مزارشان قدم میزنم، توجهم را به خودشان جلب می‌کنند. دیدن تصویری نوجوانانه از یک شهید، نقش بسته بر روی سنگ مزار، برای توقفی در این میان کافی است.

سن: چهارده سال.

سرم را برمیگردانم. نوجوانی که از بستگان است را صدا میزنم. میگویم: "چند سالت است؟"

میگوید: "13 سال"

میگویم: "این هم 14 سالش بوده؛ یک سال از تو بزرگتر.."

نوجوان چند لحظه ای درنگ میکند و خیره میشود به سنگ قبر..

میگذرد. شاید بیشتر از یک ساعت بعد. همان نوجوان دوباره بر سر مزار همان شهید می‌آید. این بار با دوست و هم‌بازیش و همان جملات مرا برایش تکرار میکند.

دقایقی می‌نشینند. هر چه سعی میکنم حرف‌هایشان را بشنوم، سروصدای محیط نمی‌گذارد. اما بیشتر از این در این فکرم که در ذهن این دو نوجوان، چه می‌گذرد..!؟

نظرات  (۲)

عالی بود...
پاسخ:
ممنون
زاده ی هزار و سیصد و جنگ

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">