یادایام

روزمرگی های ماندگار امین جوانشیر

روزمرگی های ماندگار امین جوانشیر

سلام.
هیچ حرفی برای گفتن نیست؛
جز اینکه..
مینویسم تا بماند.

آخرین مطالب
  • ۱۱ تیر ۹۵ ، ۱۹:۴۶ شله*
  • ۳۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۲۹ شایعه
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات

سالنامه 94

پنجشنبه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۴، ۰۶:۰۵ ب.ظ

سال 94 هم با تمام غم‌ها و شادی‌هاش، آخرین نفس‌هایش را می‌کشد و پایانی می‌شود بر شروع سالی جدید به نام 95. به مانند همه بنده‌های خدا، آرزوها و اهداف و برنامه‌هایی داشتم که به بعضی‌شان رسیدم و به بعضی دیگر، نه. اما در عوض دست تقدیر و روزگار چیزهای دیگری بجایش برایم به ارمغان آورد و گاهی هم دنیا را مطابق میلم ورق نمی‌زد. در هر حال برای سالی جدید، لازم است در کنار اهداف و برنامه‌های جدید، دستی هم بر سر آن‌هایی که به سرانجام نرسیدند بکشیم و آپدیتشان کنیم و با عزمی راسخ‌تر، با توکل به خداوند در مسیر رو به جلو حرکت کنیم. و البته از شکست‌ها و غم‌های پشت‌سر گذاشته هم درس عبرت بیاموزیم و شکرگذار خداوند باشیم..

این‌ها تنها بخشی از آن چیزی است که در سال 94 برای من اتفاق افتاد ...

خرید ماشین:

طبق برنامه 5 ساله ای که ابتدای سال 94 در سررسیدم نوشته بودم، باید تا سال 99 ماشین میخریدم. البته در کنار این چهار قلم دیگر هم بود که باید به آن میرسیدم. پول رهن برای خانه، تهیه لوازم منزل و هزینه مراسم ازدواج، سرمایه کار و سرمایه مؤسسه. اما خدا را شکر که در سال اول حداقل به یکی از آن ها که خرید وسیله نقلیه بود و از اولویت بالایی هم برخوردار بود، رسیدم. امیدوارم در سال 95 به موارد دیگرش هم برسم..

آن کس که با تغییر دنیا از وضعی به وضع دیگر اماده نشود، از غافل ترین مردمان است.   رسول اکرم (ص)

تو هیئتمون یکی هست خیلی وضعش توپه. یه شرکت داره و کلی کارمند؛ یه سانتافه هم سوار میشه. برای یه کار هیئت نیاز به پول داشتیم. بهش گفتم. بدون اینکه حرفی بزنه یدونه تراول پنجاهی داد. میگم خدا میدونه به کی بده به کی نده ... من اگه بودم شاید کلی بالا پایین میکردم ...

شروع و پایان سربازی

حکایتی داشت سربازی من. اعزامی یک دو. آموزشگاه شهید خاتمی یزد. اینقدر اتفاقات ماجرای سربازیم جالبه برای خود من که همین حالا که مرورشان میکنم کلی خاطره اند برای گفتن. اتفاقا روزی اعزام گفتند که شما باید به جای یزد تشریف ببرید شیروان. ما هم رفتیم. اما چون تکمیلی داشتیم فرداش ما رو ترخیص کردن بریم یگان خدمتی. اتفاقا از بین 37-8 نفر من و دو نفر دیگه افتادیم خود شیروان که یه پادگان بود و با جاهای دیگه فرق میکرد. یعنی جای خوبی به لحاظ خدمتی نبود. وقتی که اومدم خونه و به آبجیم گفتم زد زیر گریه که چرا مشهد نیفتادم و باید برم شیروان. میخواست برام بره خواستگاری.

یادمه روزی که باید میرفتم خودمو معرفی کنم، صبح با همه خداحافظی کردم و با لباس نظامی رفتم. اما وسیله زیادی با خودم نبردم. چونکه دلم روشن بود. شب برگشتم. هیچ کس باورش نمیشد. برگه معرفی گرفته بودم برای سپاه امام رضا (ع). بعد هم از ناحیه اومدن و منو به زور برا خودشون گرفتن. بعضی چیزها رو نمیتونم بگم. فقط اینکه این ماجرای سربازی من، یکی از عجایب هشتگانه زندگی من خواهد بود.

تو این مدت هم من خدا رو شکر از فرصت سربازی تونستم استفاده کنم و هم مجموعه بسیج دانشجویی از وجود من. با مافوقمون هم که رفیق بودیم و علاوه بر اینکه همدیگه رو به اسم کوچیک صدا میزدیم، لفظ "جان" رو هم آخرش اضافه میکردیم. من میگفتم "امیرجان" و اون "امین جان".

دورانی که خیلی ها ازش خوب یاد نمیکنند، اما برای من خیلی خوب پیش بود. طوری که حتا بابام هم اعتقادی به خدمت کردن من نداشت. ولی واقعا اگه این خدمت نبود، پس چی بود. حتما که نباید لب مرز نگهبانی بدی یا لباس نظامی بپوشی که. مهم خدمته که این هم خدمت بود در نوع خودش. هر چند که 9 ماه بیشتر نبود و خیلی ها هم اصلا متوجه نشدند که من سربازم ...

سحرها به طور کلی و سحر روز جمعه به طور خاص، بهترین وقت برای دعا و مناجات با خداست.   تفسیر آیه 98 سوره یوسف

نوروز سال پیش پسر عموم که تهران زندگی میکنه از برنامه‌اش برای کار در بازار تهران گفت. میخواست یه مغازه بگیره و پیشنهاد داد من هم برم اونجا براش کار کنم. گفت همه جوره تأمینم میکنه و نگران چیزی نباشم. این قضیه بهانه ای شد برای اینکه استفتاء رهبری رو درباره سود خرید و فروش پیدا کنم: "سود گرفتن حد معینی ندارد و تا وقتی که به حد اجحاف نرسیده، اشکال ندارد. ولی بهتر و مستحب این است که فروشنده به مقدار سودی که هزینه هایش را تأمین کند، اکتفا کند."

همچنین "فروش کالاهایی که قیمت معینی از طرف دولت ندارد، به قیمتی که مورد توافق خریدار و فروشنده است و اجحاف به خریدار هم نباشد، اشکال ندارد."

تهیه کنندگی

تولیدات صوتی رو از سال قبل شروع کرده بودم. ولی اون موقع آماتور بودم خودم و حتا اونایی هم که به من کمک میکردن همینطور. اما امسال تابستون تونستیم یه دوره آموزشی تولیدات صوتی برگزار کنیم. بچه هایی که اومدن توی کلاس ها بعضی هاشون استعدادهای خوبی بودند. کلا میتونم بگم این دوره بستر خیلی خوبی برای کار فراهم کرد. اساتید خوبی هم اومدن. مخصوصا جناب آقای باشی که خیلی چیزا ازش یاد گرفتم. شکر خدا امسال خیلی خوب تونستم تو این زمینه پیشرفت کنم. تا جایی که کار سفارش گرفتیم. جدای از اون تونستیم در حد توانمون این مدل کار رو توی بعضی از دانشگاه ها هم جا بندازیم.

چهار چیز است که اگر خداوند به کسی بدهد، خیر دنیا و آخرت را به او داده است: 1. تقوایی که او را از حرام حفظ کند 2. اخلاق خوب 3. حلم و بردباری 4. زوج شایسته ای که کمک دین و دنیایش باشد. (خدا رو شکر دو تاشو دارم. دوتای دیگشم انشاءالله خدا بهم بده..)

راهیان نور، بعد از چهار سال

از سال 90 دیگه راهیان نور نرفته بودم. فرصتش متأسفانه پیش نیومده بود. اما امسال تصمیم داشتم هر طور شده برم. پیگیر کارهای پایان خدمتم بودم و بلافاصله بعد از اینکه تسویه کردم، پس فرداش با کاروان حوزه امام حسین (ع) راه افتادم. نه بیمه داشتم و نه بلیت. ظهر یکی از رفقا زنگ زد گفت شب بیا راه آهن. البته از قبل باهاش هماهنگ کرده بودم و منتظر خبرش بودم. خلاصه اینکه به عنوان عکاس خودمونو انداختیم قاطی بقیه و رفتیم. بعد از چهار سال چسبید انصافا. خدا توفیق بده سالی یه بار حداقل بریم..

بدانید که اموال و فرزندان شما، وسیله آزمایش شما هستند.       انفال/28

دزدی از ماشین

دقیقا همون زمانی که رفتم سند ماشین رو از دفتر اسناد رسمی بگیرم، موقع برگشتن متوجه شدم که یه نفر میخواسته ماشین رو ببره. فک کن من میومدم بیرون، سند ماشین دستم بود، ولی خود ماشین نبود. خدا رو شکر ماشین رو نتونسته بود روشن کنه، ولی کیفم که صندوق عقب بود رو برده بود. باز هم خدا رو شکر چیز باارزشی گیرش نیومده بود. کلی خدا رو شکر کردم. به خاطر اینکه واقعا حکمتی داشت ماجرا و درس عبرتی شد برای من. دقیقا شب قبلش توی ماشین هم لپ تاپم بود و هم دوربین. و اگه شب قبل دزد میزد، راحت رو هم شش هفت میلیون برده بود ازم.. خدا رو شکر واقعا ..

مبادا از خدا چیزی را بخواهی که نابودی تو در آن است.          امام صادق (ع)

خرید دوربین عکاسی

با دو هدف و نیت میخواستم دوربین بخرم. یکی اینکه خودم یاد بگیرم و استفاده کنم و دیگه اینکه مشکل عکاسی هیئت حل بشه.

دوربین رو از شرکت یکی از بچه های هیئتمون گرفتم. با شرایطی فوق العاده. اصلا این بنده خدا حساب کارش با هیئتی ها یه جوره، با بقیه یه جور دیگه. هر چی بهش گفتم با چه شرایطی میتونم بگیرم، میگفت هر طور خودت میدونی. یعنی هیچ شرطی نگذاشت. تقریبا   3400000 برام آب میخورد. طی 12 قسط خودم گفتم پرداخت میکنم. تقریبا ماهی 275 تومان. 

گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش قرار خواهند گرفت.   اسراء/36

اربعین

با اینکه سرباز بودم، ولی خدا رو شکر شرایط برای خروج از کشورمون امسال مهیا بود و الحمدلله بدون مشکل خاصی مجوز خروجمون صادر شد. چند روز قبلش هم یه قرعه کشی به نامم دراومد و هزینه سفر هم درست شد. برگشتم برا رفقا تسبیح تربت سوقات آوردم.

خیلی دوست داشتم از سفر اربعین عکاسی کنم و خداروشکر فرصتش مهیا شد. دادشمم همیشه کنارم بود و هوامو داشت. یه دوربین بدون مجوز بردیم یه کشور دیگه چند هزارتا شات زدیم اومدیم، یکی نگفت بالا چشت ابرویه؛ ولی روز شهادت امام رضا (ع)، تو شهر خودمون،‌ طرف از کرج اومده اینجا خیمه زده میگه مجوز داری عکس میگیره!؟ یعنی ....

از فضائل تربت حضرت سیدالشهدا (ع) آن است که اگر تسبیج گلی تربتش را دست بگیری و ذکر هم نگویی، ثواب ذکر را خواهد داشت.  امام زمان (عج)

خرید پیراهن مشکی بعد از هفت سال

هفت سال از خرید پیراهن مشکیم میگذشت. هیچ وقت نرفتم جدید و نو بخرم. چون قرار نیست با پیراهن مشکی تیپ بزنیم. پیراهن مشکی مال عزای اهل بیت (ع) بود. هفت سال، توی همه مراسم ها پوشیدمش. تا فاطمیه امسال که دیگه مجبور شدم برم یکی دیگه بخرم. اون پیراهن خاطرات زیادی با خودش داره. میخوام وصیت کنم وقتی مُردَم، بزارنش تو قبرم.. بدرد میخوره اونجا ..

برای سنت و قانون ما تغییری نخواهی یافت.       اسراء / 77

نرم خبر

چند سال بود که دنبال این بودم که نرم خبر رو یاد بگیرم. امسال خدا رو شکر هم کتابی در این زمینه پیدا کنم و سفارش دادم از تهران برام آوردن و هم اینکه یه دوره آموزشی روزنامه خراسان برگزار کرد و شرکت کردم تو اون. در مجموع خیلی خوب بود. دیگه الان میتونم بگم یاد گرفتم نرم خبر رو درست بنویسم.

کمیت و کیفیت اعمال نیک به مقدار اخلاص بستگی دارد.    تفسیر آیه 265 سوره بقره

عکاسی

بعد از اینکه دوربین رو خریدم، یه دوره آموزشی عکاسی هم رفتم و با اصول کاریش آشنا شدم. دوره خیلی خوبی بود و استاد خیلی بهتری هم داشت. آقای پیرسلامی. البته قبل از اون هم مطالعاتی در این زمینه داشتم و با کادربندی ها آشنا بودم. یه دفعه که عکس هامو به یکی از عکاسای حرفه ای نشون دادم چند تا ایراد ازم گرفت که بیشترش فنی بود، اما گفت کادربندی هات خوبه.

علاج در این است که انسان وارد هر عملی که شد، با هر ریاضت و جدیتی که شده قصد خود را تلخیص کند.     امام خمینی (ره)

پیشنهادات کاری

هر چی من به خونواده میگم من هیچ نگرانی بابت کار ندارم، کسی باور نمیکرد. آدم باید یقین داشته باشه به خدا که روزی دهنده است. آدم اگه که پشتش به خدا گرم باشه، دیگه نیازی نیست نگران چیزی باشه. خدا رو شکر بعد از سربازی و طی مدت 40 روز حدودا، کلی پیشنهاد کاری خوب بهم شد. یعنی یه برهه ای یه جوری شده بود که هر کی منو میدید بهم پیشنهاد کار میداد. اصلا مونده بودم تو انتخاب. طول میکشید تا بخوام انتخاب کنم. یکی دو تا هم که نبود. بخاطر همین بعضی ها میپرید. اول از همه سپاه بود که دوستان لطف داشتن و پیگیری کردن که شانسمون رو امتحان کنیم. بعد از اون خود ناحیه بود که "امیر جان" گفت بعد از سربازی هم بیا یه سری کارارو انجام بده. خب در کنارش کارهای پروژه ای و سفارشی هم بود. یه شرکت طراحی سایت بود برای بخش طراحیش میخواست خوب هم پول میداد انصافا که گیر پیشنهاد دیگه ای بودم و دیر شد و با یکی دیگه بستن. یکی از دوستانمون که تهران توی یه مجموعه کار میکنه پیشنهاد داد و گفت اگه میای صحبت کنم، جشنواره فیلم عمار تهران هم یه پیشنهاد جدی و خوب داد که اکی هم دادم، ولی چون یه پروژه برداشته بودم گفتم بعد عید و اونا هم عجله داشتن و نشد. استادمون آقای محمودی هم یه پیشنهاد برای یه خبرگزاری قسمت خراسان رضوی بهم داد و یه شرکت بزرگ که نه خیلی بزرگ هم فرم استخدامی شو پر کردیم. آخریش هم یه پروژه تولید رادیویی بود که بعد از ماه ها از آخر قراردادش امضا شد و امروز هم پیشنهاد کار رسانه ای برای شهرداری توی عید رو قبول کردم. البته یکی دو تای دیگه جزئی هم بود که خب میگذریم ازش..

اینا واقعا شکر خدا نداره ...!؟

هر قدمی که برمیدارید برای خدا و در راه اسلام و قرآن باشد و همیشه تمام کارهایتان را با یاد خدا شروع کنید.    شهید نبی الله اسدی


* این آبی‌ها، جملاتیه که توی سررسیدم نوشتم..

۹۴/۱۲/۲۷ موافقین ۲ مخالفین ۰
امین جوانشیر

نظرات  (۵)

۰۱ فروردين ۹۵ ، ۱۳:۵۱ سفیـــر نـــور
سلام


سال 94 تون چقدر پربار بوده :)
الحمدالله



ان شالله سال 95 سال رسیدن به آرزوهاتون باشه 


عیدتون مبارک

التماس دعا

یازهرا (س)
پاسخ:
ممنون
قدردان خداییم واقعا..
البته خاطرات تلخ هم بود
مثل فاجعه منا که آقای حاجی حسنی رو که یکی از دوستانم هم بود از دست دادیم ...
ولی خب اینا رو گفتم که شکر خدا رو بجا بیارم
آدم ها معمولا به چیزهایی که دارن نگاه نمیکنن
دنبال چیزایی هستن که ندارن
خیلی ممنونم از لطفتون

و اما توصیه ما به شما اینه که آب قند بخورید :-q
پاسخ:
آب قند مشکل رو موقتی حل میکنه
راه حل دائمیش اینه که یه کم بیشتر یاد امام زمانمون باشیم ...
۰۸ فروردين ۹۵ ، ۰۱:۲۲ یک دختر شیعه
ماشالله عجب متن طولانی ای بود:D
ان شالله که موفق وموید باشید سال 95و بهترین هابراتون رقم بخوره در زیر سایه اهل بیت(علیه السلام)
پاسخ:
تازه شنا رو یادم شد بنویسم
بعد عمری شنا هم یاد گرفتیم.. :)
از شما هم ممنون
براتون در سال 95 بهترین ها رو آرزو می کنم
۱۱ فروردين ۹۵ ، ۲۰:۳۱ سفیـــر نـــور
 دلم دعای توسل میخواند

وقتی به این فراز می رسم

یا وَصِیَّ الحَسَنِ وَ الخَلَفَ الحُجَّةَ و...

" یا وَجیهاً عِندَاللّهِ اِشفَع لَنا عِندَاللّه "

بغض می کنم و با خود مرور می کنم...

مگــر او کــم شفاعتمان را کـرده است ؟!


*****

خیلی این روز ها به دعا محتاجم ....

التمــــــاس دعا :(

پاسخ:
الهی به حق پنج تن ..
۲۴ فروردين ۹۵ ، ۱۰:۵۱ فرانک باباپور
ماشینتون چیه حالا؟! همونه ضبطو میذارین ۹ صبح!! چه خوبه اول سال آدم برنامه شو بنویسه و آخرش ببینه رسیده بهشون یا نه. منم از این به بعد انجام میدم حتما. موفق باشید در سال جدید.
پاسخ:
آره دقیقا
آدم باید برنامه ریزی سالانه و کلی داشته باشه
تازه من شعار سال هم انتخاب کردم برا خودم: "ولی نمیدونم دقیقا کجا نوشتمش..!!  :(("
آخر سال هم بشینه محاسبه کنه ببینه به چی رسیده، به چی نرسیده
برای اونی که رسیده شکر خدا رو بجا بیاره، برای اونی هم که نرسیده ببینه چرا نرسیده و دوباره از تجربه ها استفاده کنه برای رسیدن..
تازه علاوه بر امور مادی و دنیایی، اعتقاد دارم آدم باید در معنویات هم اینو انجام بده
یعنی یه حساب کتاب کلی که پارسال چطور بودم؟ بخاطر خوبی هاش شاکر خدا باشه و اونایی که خوب نبوده رو سعی کنه سال آینده جبران کنه
و اینم مدام تو ذهنش باشه
اگه این دومی اتفاق نیفته آدم خیلی ضرر میکنه..
--------
بخاطر این تصمیمتون خیلی خوشحال شدم
انشاءالله موفق باشید..   :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">